یه بنده خدایی افتاد تو جزیره آدم خورها و ادم خورها دوره اش کرده بودند به سمتش می امدند
بنده خوب خدا با دل شکسته رو به سوی آسمان کرد و گفت
بار پروردگارا می بینی که چگونه بدبخت شده م
از آسمان ندایی بصورت صدای اکو امد که
بنده عزیز من نه تو هنوز بدبخت نشدی تو هنوز مرا داری
به زیر پایت نگاه کن...