گیرد

  1. S

    شعر و ادبیات مانند رود

    شـدم مانند رود از بارشـی جریان که می گیرد که من بد جور دلتنگ توام باران که می گیرد دلم تنگ است می دانی پناهم شانه های توست کمی اشک است درمانش دل انسان که می گیرد من آن احساس دلتنگی ناگاه پس از شوقم شبیــه حس دیــدارم ولی پایان که می گیــرد غروبــی تلـخ و دلگیــرم غــروب دشت تنهایی دل دشتم من...
عقب
بالا