حمید

  1. S

    داستان امتحان عشق

    همان ماههای اول ازدواج نیمه شب یکی از روزهای تعطیل از او شیرینی تازه خواستم و حمید تمام شهر را زیر و رو کرد و حتی یکی از دوستان قنادش را از خواب بیدار کرد ودر عرض چند ساعت تازه ترین شیرینی قابل تصور را فراهم ساخت . حمید به راستی عاشق و شیفته من بود و من از اینکه توانسته بودم به راحتی و بدون...
عقب
بالا