مـن

  1. S

    شعر و ادبیات بغض

    من از ایــن بغض نفــس گیــر گلــو بیـزارم از شما ، از خودم ، از عشق ، از او بیزارم فال هــم قصه ی اندوه مــرا مسخــره کرد دیگـــر از حافـــظ و از رنـــد و سبـــو بیـزارم هــر کسی تکــه ای از قلب مـرا با خود برد مــن از این سینه ی صــد وصله رفــو بیزارم در دل آینــه مـردی ست همـیشه ، هــر دم...
عقب
بالا