چهار دوست همیشه باهم به سونا میرفتند. آنها همیشه چیزی با خود به آنجا میبردند. جک که یک موزیسین بود یک آیپاد به همراه خود میبرد تا موسیقی گوش کند. استیو که مدیر یک بانک بود یک فلاسک با خود میبرد تا از آن بنوشد. پاتریک و مایکل که هر دو وکیل بودند، اسنادی را با خود آنجا میبردند تا در آنجا...