رها

  1. S

    داستان غریبه خسته

    خدای من نظر بکن به این غریب خسته‌ات برس به داد عاشقِ به پشت در نشسته‌ات رها اگر ‌کنم تورا ، رها کجا ‌کنی مرا رها زبند نفْس کن اسیر دست بسته‌ات چنان غبار می‌روم به دست باد خاطره غبار خاک عشق کن، من ز خاک رسته‌ات شمیم عطر یاد تو برای زندگی بس است همین که می‌کنی نظر به حالِ دلشکسته‌ات غروب...
عقب
بالا