صدای

  1. S

    داستان گروگان گیری

    لپ تاپ را روشن کردم. گرمای لپ تاپ پاهایم راگرم می کرد. دریک صبح سرد این گرما ازیک لیوان قهوه ی تلخ با شکلات داغ برایم بهتربود. یک روز مثل روزهای دیگر بازهم تکلیف وکپ زدن بهانه آوردن دلیل های بی خودی آوردن وازاین دست.گاهی آن قدر بهانه می آوردم که خودم حاضرنبودم به حرف هایم گوش بدهم. بقیه روزهم که...
  2. S

    داستان درد عشق

    هر نگاه بستگی به احساسی که در آن نهفته است , سنگینی خاص خودش را دار و نگاهی که گرمای عشق در آن نهفته باشد , بدون انکه احساس کنی , تنت را می سوزاند اولین بار که سنگینی یک نگاه سوزنده را احساس کرد , یک بعد از ظهر سرد زمستانی بود مثل همیشه سرش پایین بود و فشار پیچک زرد رنگ تنهایی به اندام کشیده...
عقب
بالا