شعله

  1. S

    شعر و ادبیات شعله

    می سپارم گیسوانم را به باد دوره گرد شعله شعله می وزد آتش بر این انبوه سرد داغ تر از این نمی شد آتشی را حس کنی هیچ کس اندازه ی من عشق را باور نکرد در تنم هستی تو را حس میکنم هر روز و شب تلخ تلخی _ دوستت دارم دقیقاً مثل درد نی نی چشمان تو آهنگ رفتن کرده اند شور دارم لطف کن از راه رفته برنگرد...
عقب
بالا