داستان بنده خدا

اطلاعات موضوع

درباره موضوع در تاریخ, در دسته داستان ایجاد شده و آغاز کننده آن Saeed73می باشد و موضوع آن: بنده خدا است. این موضوع تا کنون 85 بازدید کننده و, 0 پاسخ داشته و 1 بار پسندیده شده...
نام دسته داستان
نام موضوع بنده خدا
آغاز کننده موضوع Saeed73
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
0
بازدیدها
85
پسندها
1
آخرین ارسال توسط Saeed73

Saeed73

کاربر فعال
نویسنده افتخاری انجمن
عضو افتخاری گروه برنامه نویسی
Jun 16, 2021
147
326
یه بنده خدایی افتاد تو جزیره آدم خورها و ادم خورها دوره اش کرده بودند به سمتش می امدند
بنده خوب خدا با دل شکسته رو به سوی آسمان کرد و گفت
بار پروردگارا می بینی که چگونه بدبخت شده م
از آسمان ندایی بصورت صدای اکو امد که
بنده عزیز من نه تو هنوز بدبخت نشدی تو هنوز مرا داری
به زیر پایت نگاه کن در زیر ماسه نره سنگی سیاه می یابی انرا بردار و به سوی رئیس قبیله ادم خورها بینداز
بنده خوب خدا دولا شد و ماسه ها رو زد کنار و دید آره یه سنگ سیاه اونجاست سر بالا کرد و گفت
پروردگارا من نشانه گیری بلد نیستم می ترسم به خطا بزنم می بنی که من چه بدبخت شده ام
دوباره از آسمان ندا امد که نه بنده عزیزم تو هنوز بدبخت نشده ای
تو سنگ را بینداز من فرشتها را به یاریت خواهم فرستاد
بنده خدا سنگ رو انداخت و صاف خورد تو سر رئیس قبیله و رئیس افتاد و درجا مرد
و بعد صدایی از فراز ابرها در تمامی اسمان طنین انداخت که

بنده عزیز من
تو حالا بدبخت شدی!!!
 

  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Ali
عقب
بالا