غدیر عید سعید غدیر خم مبارک

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع SONIC
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

اطلاعات موضوع

درباره موضوع در تاریخ, در دسته مناسبت‌ها و .... ایجاد شده و آغاز کننده آن SONICمی باشد و موضوع آن: عید سعید غدیر خم مبارک است. این موضوع تا کنون 108 بازدید کننده و, 0 پاسخ داشته و 1 بار پسندیده شده...
نام دسته مناسبت‌ها و ....
نام موضوع عید سعید غدیر خم مبارک
آغاز کننده موضوع SONIC
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
0
بازدیدها
108
پسندها
1
آخرین ارسال توسط SONIC
مطالب مرتبط با عیدالله اکبر

SONIC

مدیر بخش برق و الکترونیک (SONIC)
پرسنل مدیریت
مدیر انجمن
استاد و مشاور الکترونیک
عضو افتخاری گروه الکترونیک
به شدت دوست داشتنی مدیر انجمن
Oct 14, 2021
1,960
4,800
برای دیدن تصاویر باید ثبت نام کنید


بـایـد غـدیری شـویـم
قـبـل از مـحـرمـی شـدن
شـرط گریه بـرای حـسیـن علیه السلام
یا علی گفتن است…
هـر که را خـواهند در حـشمت سلیمانش کنند
باید اول خاک پای شاه مردانش کنند

عید غدیر مبارک…

برخاست و رسالتش را تکمیل کرد؛ می‏‌دانست باغ فردا را چه گل‌‏هایی روشن می‏‌کند. غمگین علف‏‌های هرزه بود؛ و سرمست از عطر گل‏هایی که در راه بودند.
آهای، مردم! این، آخرین ودیعتی است که عشق بر شانه‏‌های خسته ولی صبور من گذاشته؛ مژده می‌‏دهم شما را به پیوند خدا و ملکوت با زمین، به پیوند بی‏‌وقفه نور و رنگین کمان، به بارانی که ریشه در خاک دارد و آسمان به شستن سر و روی خودش با آن، مباهات می‏‌کند.
خورشید نورش را از چشم‏‌های صبور این مرد می‏‌گیرد. ستاره‌‏ها تلالؤ آسمانی خنده‌‏های او هستند. هر چند این مرد غمگین کم می‏‌خندد؛ امّا باور کنید وقتی بخندد، دنیا را بهاری می‌‏کند!
بخند علی! تو می‌‏دانی تمام پیامبران قبل از منی! تو ادامه همه دلتنگی‌‏های من و حرا هستی! تو معنی دهنده تمام گریه‌‏های شبانه نوحی! تو هیبت موسا داری! تو نفس عیسا داری! تو از خون ابراهیمی، از تبار اسماعیل، از سلاله عشق، تو محمدی! تو من هستی و من توام؛ در آیینه وحدت ازلی!
بخند علی و دستی را که بالا می‏‌برم، ایستاده نگه دار! تا تاریخ زیر سایه آن بخندد، تا فردا از سر انگشت‌‏های تو اجازه ورود بگیرد، تا عشق حق داشته باشد از این همه باران بی‏‌وقفه‏‌ای که بر این دل‏‌های خسته باریدیم، بگوید! حالا رنگین کمان چشم‌‏های تو معنای همه باران‏‌هاست. حالا منم و دست‏‌های تو و تویی دست نیاز این خاکِ مشتاق!
آن سوتر از برکه، در صحرا غلغله برپاست. شاد باش گویان از راه می‏‌رسند؛ امّا کائنات به تهنیت مردی می‌‏آید که صبوری سال‏‌های سخت فردا از چشم‌‏هایش هویداست و به همه دشنه‏‌هایی که در راهند با لبخندی به وسعت این کویر می‌‏نگرد…
بگذار سکوت علی پایانی باشد بر همه زخم‌‏های تاریخ؛ امّا فریاد آسمان از همین دقایق جاری برمی‌‏خیزد. لبخند بزن علی! عید لبخند است، هر چند دلت اندوه کوه‏‌ها را بکشد… لبخند بزن مولا! لبخند بزن امام! لبخند…
 

عقب
بالا